صفحه نخست | درباره ما | تماس با ما | لینک ها
کاربران حاضر

3 کاربر مهمان و 0 کاربر عضو حاضرند.

شما یک کاربر مهمان هستید یا هنوز وارد نشده اید.

امروز: - سپتامبر 05 2010

مذهبي: شهادت جناب ميثم تمار

در 19 آذر 1388 - 07:56 بعد از ظهر توسط ارسال شده

مذهبي

شهادت جناب ميثم تمار

سردار سر به دار
برده‌ی زنی بود از بنی اسد؛ اما آزاده‌ای از دیار ایران زمین که امیر مؤمنان (ع) او را خرید و آزاد کرد. در کوفه یک خرما فروش ساده بود ولی نزد عرشیان، سردار سر به دار مولایش امیر مؤمنان (ع).    
روزي امير مؤمنان (ع) به او فرمود: اي ميثم! زماني كه پست‌ترين فرد بني اميه، تو را دستگير كند و بخواهد كه از من بيزاري بجويي، چه خواهي كرد؟
عرض كرد: مولاي من، به خدا سوگند از تو بيزاري نمی‌جويم.
...



شهادت جناب ميثم تمار

امام (ع) فرمود: بنابراين تو را بر دار مي‌زنند. از بيني و دهانت خون جاري و محاسنت از آن رنگين مي­شود. منتظر آن زمان باش كه تو را بر در خانه­ي عمرو بن حُرَيث به دار مي­آويزند و با ضرب نیزه‌ای تو را می‌کشند. شما ده نفر هستيد كه دارتان مي­زنند و چوبه­ي دار تو از همه كوتاه‌تر و به زمين نزديك‌تر است. بيا تا آن نخل را به تو نشان دهم. ميثم پيوسته به آن نخل سر مي­زد و گاهي در پاي آن نماز مي­گزارد.

سرانجام امر جناب میثم چنان شد که مولایش فرموده بود. مزدوران ابن زياد او را دستگير كردند و به نزد آن ملعون بردند. ابن زياد از او پرسيد:
 خدايت كجاست؟
 ميثم گفت: در كمين ستم­كاران است و تو يكي از آناني.
ابن زياد گفت:
با اين كه تو يك عجم هستي، هر چه مي­خواهي مي­گويي؟ آيا اربابت به تو گفته است كه من با تو چه خواهم كرد؟
ميثم پاسخ داد:
من دهمين كسي هستم كه تو به دار مي­زنی و چوبه­ي دار من از همه كوتاه‌تر است.
ابن زياد گفت:
كاري مي­كنم كه خلاف آن روي دهد.
ميثم گفت: چگونه خلاف آن خواهي كرد؟ به خدا سوگند! مولایم به من خبر نداد، مگر اين كه او از پيامبر و رسول خدا از جبرئيل و او از خداوند شنيد. چگونه با اين‌ها مخالفت خواهي كرد؟ من محلي را كه در آن به دار زده مي­شوم، مي­شناسم...
ابن زياد براي اين كه خبر امير مؤمنان دروغ در آيد، ابتدا او را به زندان انداخت ولی بعدها با بحرانی شدن اوضاع کوفه و کینه‌ای که او از دوستان اهل بیت داشت باعث شد تا چنان کند که پیش‌تر امیر مؤمنان (ع) فرموده بود...
ميثم سه روز بر بالاي دار ­ماند و در اين مدت مدام فرياد می‌زد كه:
هر كس بخواهد اخباري را كه امير مؤمنان پيش از شهادتش در دل پوشيده داشت، بشنود، نزديك چوبه­ي دار بيايد و به سخنان من گوش دهد.
مردم جمع مي­شدند و او از فضايل بي­پايان امير مؤمنان (ع) و رسوايي­هاي بی‌شمار دشمنان آن حضرت سخن می‌گفت. ابن زياد دستور داد كه بر دهان مبارکش لجام زنند؛ اما او هنوز در بدن رمقي داشت و در سينه ناله­اي تا زبان را در دهان بگرداند و باز هم از علي (ع) و آل او بگويد. اما اين بار ابن زياد دستور مي­دهد كه زبانش را نيز ببرند. پس از سه روز، گم‌راه ديگري نيزه­اش را در شكم ميثم فرو مي­كند و روح بلند ميثم به ديدار محبوب و مولايش پرواز مي­كند.
شهادت یار فدایی امیر مؤمنان (ع)، جناب ميثم تمار، هجده روز پیش از شهادت مولای مظلومش امام حسين (ع)، در بیست و دوم ذی‌الحجه‌ی سال شصت هجری در کوفه اتفاق افتاد.

سال‌روز شهادت آن جناب، بر وارث یگانه‌ی غدیر و دوست‌داران حضرتش تسلیت باد!


 
سایت راهنمایی احسان
سایت دانش آموختگان احسان

صفحه نخست | درباره ما | تماس با ما | لینک ها