
اولین فریضه الهی نماز است. خداوند مردم را به نماز امر فرمود اما آنها نمی دانستند چگونه باید نماز گزارند. پس خداوند جبرییل را نازل كرد و پیامبراکرم (ص) آداب نماز و اوقات آنرا برای مردم تفسیر نمودند. پس از آن زکات نازل گشت و مانند نماز، حضرت رسول (ص) چگونگی فریضه زکات را برای مردم بیان فرمودند. سپس فریضه روزه واجب شد و ماه رمضان که بین شعبان و شوال بود برای ضیافت الهی معرفی گردید و همگان دانستند که چگونه فرمان خداوند برای انجام فریضه روزه را اطاعت کنند. سپس جبرئیل نازل گشت و گفت ای رسول خدا (ص) اصحاب خود را از فریضه حج و چگونگی آن باخبر کن همانطور که آنها را از فرایض قبلی مطلع ساختی. سپس ولایت –آخرین فریضه- نازل شد و خداوند پیامبر خویش را به اعلام آن فراخواند. گرچه پیش از آن سخن از ولایت آمده بود ولی مردم معنی آن را نمی دانستند. یکی از آن موارد هنگامی بود که خداوند نازل فرمود:
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون(مائده 55)
در این آیه خداوند پيامبر خويش را به ولايت امير المؤمنين(ع) امر فرموده بود ولی تفسیر ولایت برای مردم معلوم نبود و فریضه ای هم برای آن نیامده بود. تا آنکه موسم حج رسید و پیامبر خدا (ص) حجه الوداع را بجا آوردند. پس خداوند به رسول خویش امر نمود که ولایت را برای مردم تفسیر نما همانطور که نماز و زکات و روزه و حج را برای ایشان تفسیر نمودی. اما رسول خدا (ص) که از سستی ایمان اصحاب خود؛ نفاق و بغضشان نسبت به علی ابن ابیطالب (ع) آگاه بودند، سنیه مبارکشان تنگ شد و نگران شدند که با اعلام فریضه ولایت امیرالمؤمنین (ع) اصحاب سرباز زنند تا آنجا که از دین خدا برگشته و مرتد شوند!
آری ولایت امیرالمؤمنین از ابتدا برای اصحاب رسول الله (ص) بسیار سخت و مشکل می نمود. اما اراده خداوند بر آن بود تا آزمایش و ابتلاء بزرگ مسلمانان رخ دهد و مؤمنین از سایرین جدا شوند. شرط ایمان هم پذیرش ولایت امیرالمؤمنین بود تا مسلمانان، پس از قبول اسلام با پذیرش فریضه ولایت، در گروه مؤمنین درآیند که آنها رستگاراند و نه دیگران. این راه همان صراط مستقیم بود که مسلمانان هر روز چندین بار از خدای خود می خواستند که آنان را به صراط مستقیم هدایت نماید: اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيم اما تفسیر آن را نیز نمی دانستند!
بالاخره از سوی خداوند وحی آمد که:
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرين
اى پيامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. اگر چنين نكنى امر رسالت او را ادا نكردهاى. خدا تو را از مردم حفظ مىكند، كه خدا مردم كافر را هدايت نمىكند!
امر ولایت آنقدر ارزشمند بود که عدم اعلام آن همانند عدم اعلام رسالت پیامبر (ص) می نمود. خداوند به پیامبر خویش اطمینان داد که او ترا از شر مردم و آنچه از آن بیمناک هستی حفظ خواهد نمود. پس حضرت رسول (ص) ولایت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) را برای مردم اثبات نمود و ایشان را به عنوان ولی امر مردم معرفی کرده تفسیر آیات ولایت را برایشان بازگو فرمود. مردمان حاضر را فرمود تا امر ولایت و وصایت امیرالمؤمنین را به غائبان برسانند تا آخرین فریضه الهی که همتای رسالت بود به گوش همه مسلمانان برسد تا همه پس از قبول اسلام به صراط مستقیم هدایت شوند و مؤمن لقب گیرند. یعنی ولایت حضرت امیرالمؤمنین (ع) را بپذیرند.
آنجا بود که پس از اعلام آخرین فریضه، خداوند فرمود:
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي
اینگونه خداوند فرمود که با نزول این فریضه، فرائض را بر شما تکمیل کردم و پس از این، فریضه دیگری برایتان نخواهم فرستاد.

اعلام ولایت
پیامبر اکرم (ص) دستور دادند تا مردم در کنار برکه غدیر جمع شوند سپس خطابه ای فرمودند که پس از آن به خطبه غدیر مشهور شد که پیام آن همان ولایت و وصایت حضرت امیرالمؤمنین و فرزندان ایشان (ع) بود. بنابراین آخرین فریضه الهی نیز آشکار گردید و همزمان ابتلاء و آزمایش بزرگ مسلمانان در پذیرش ولایت پاگرفت.
پیامبر (ص) در خطابه غدیر حاضرین را امر فرمودند تا با حضرت علی (ع) به اسم امیرالمؤمنین بیعت نمایند(2). ایشان امر فرمودند که علی (ع) را با نام امیرالمؤمنین سلام دهند سپس آندو (اولی و دومی) را امر کردند که بلند شوند و با نام امیرالمؤمنین بر علی ابن ابیطالب (ص) سلام دهند. آندو با بی شرمی گفتند که آیا این فرمان از سوی خداوند است یا از سوی رسول او؟! پیامبر اکرم (ص) به آن دو پاسخ دادند که از سوی خداوند و از سوی رسول او! (3) تا آنکه بالاخره با اکراه دستور رسول الله (ص) را اطاعت کردند و اینچنین بود که نجوای نفاق و دشمنی در پذيرش ولایت و وصایت حضرت امیرالمؤمنین (ع) آغاز گشت. حضرت رسول اکرم (ص) در مواقف دیگری نیز آن دو را امر کردند تا با نام امیرالمؤنین حضرت علی (ع) را سلام دهند (4) تا حجت بر آنان و سایرین تمام شود.
از آن پس مؤمنان همیشه آن حضرت را با نام امیرالمؤمنین سلام می دهند. این نام منحصراً برای حضرت علی (ع) جایز است و نامیدن هر کس (حتی سایر ائمه (ع) یا حضرت مهدی (عج)) به اسم امیرالمؤمنین اصلاً جایز نیست(5).
معنای اسم امیرالمؤمنین
در اصول کافی (6) درباره علت تسمیه حضرت علی (ع) به امیرالمؤمنین چنین آمده است:
لِأَنَّهُ يَمِيرُهُمْ الْعِلْمَ أَ مَا سَمِعْتَ فِي كِتَابِ اللَّهِ وَ نَمِيرُ أَهْلَنا
(لسان العرب: المِيرَةُ: جَلَب الطعام)
در کتاب لغت کلمه المیره به معنی گردآوری طعام معنی شده است.
علت تسمیه حضرت علی (ع) به نام امیرالمؤمنین این است که ایشان مؤمنین را از علم خویش اطعام می نمایند. این کلمه در سوره یوسف (آیه 65) هم به همین معنی بکار رفته است: نَمِيرُ أَهْلَنا (اهل خود را طعام مىدهيم)
بر این اساس یادآوری حدیث مشهور ذیل جالب است:
أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا وَ هَلْ تُدْخَلُ الْمَدِينَةُ إِلَّا مِنْ بَابِهَا (7)
ملاك ايمان
در سوره نساء آمده است:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِه (نساء 136)
اى كسانى كه (بظاهر) ايمان آوردهايد (باطناً) بخدا و پيامبرش ايمان آوريد.
منظور از ايمان نخستين ايمان گروهي از مسلمانان است كه به حضرت رسول (ص) ايمان آوردند ولي آنگاه كه امر ولايت بر آنان عرضه شد سرباز زدند (ايمان دوم). ايمان اول، ايمان به نبوت است و ايمان دوم، ايمان به ولايت (8)
در بسياري از آيات قران تفسير ايمان، پذيرش ولايت اميرالمومنين (ع) مي باشد. مانند:
رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادي لِلْإيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا (آل عمران 193)
خدايا ما نداي رسولت را شنيديم آنگاه كه از سوي تو ولايت امرت (ولايت اميرالمؤمنين(ع)) را ابلاغ نمود، پس تصديق كرده ايمان آورديم (9).
آغاز دشمني با ولايت
پس از اعلام فريضه ولايت حضرت اميرالمؤمنين (ع) و آغاز امتحان پذيرش ولايت، مخالفت هاي برخي اصحاب رسول الله (ص) از گوشه و كنار به گوش مي رسيد. حضرت رسول (ص) در هر فرصتي بر مسأله ولايت و وصايت حضرت اميرالمؤمنين (ع) تأكيد مي فرمودند تا شبهه اي براي اصحاب نمانده، حجت بر آنان تمام شود. اين مسأله اتمام حجت براي برخي (خصوصاً اولي و دومي) بسيار اتفاق افتاد تا بهانه اي براي عدم پذيرش ولايت باقي نماند.
خاتمه
آری رسول خدا (ص) در غدیر خم دست مبارک حضرت امیرالمؤمنین (ع) را بالا گرفته ایشان و فرزندانشان را به عنوان ولی و وصی پس از خود معرفی کردند. از همانجا آزمون بزرگ الهی یعنی پذیرش ولایت امیرالمؤمنین (ع) که همان آخرین فریضه الهی بود آغاز گردید. همان ولایتی که معیار پذیرش ایمان پس از پذیرش اسلام بود. اما اصحاب پیامبر خدا (ص) از همان ابتدا و پس از آن، در حضور و غیاب پیامبر (ص) در امر ولایت امری حضرت امیرالمؤمنین (ع) لغزیدند. بگونه ای که پس از رحلت رسول اکرم (ص) جز انگشت شماری بر سر عهد پیشین خود در مسأله ولایت وفادار نمانده از صراط مستقیم و گروه مؤمنان خارج شدند. اما غافل از آنکه با خروج از صراط مستقیم راه دیگری برای نجات آنان به رویشان باز نخواهد شد و لاجرم در دام شیطان گرفتار خواهند آمد.
شیعیان با گرامیداشت عید غدیر، سالروز فریضه ولایت را جشن گرفته، هرسال بیعت خود را با حضرت امیرالمؤمنین (ع) تجدید می نمایند.
در پایان این مقال در پاسخ به سفارش حضرت محمد مصطفی (ص) درباره ابلاغ پیام غدیر، متن کتاب خطابه غدیر نوشته آقای محمدباقر انصاری در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد.
برای دریافت این کتاب در قالب pdf اینجا کلیک کنید.
پينوشتها:
1. الكافي ج : 1 ص : 289 – 290
2. بحارالأنوار ج : 6 ص : 51
3. الكافي ج : 1 ص : 292
4. بحارالأنوار ج : 37 ص : 322
5. وسائلالشيعة ج : 14 ص : 601
6. الكافي ج : 1 ص : 412
7. بحارالأنوار ج : 10 ص : 119
8. تفسير كنزالدقائق ذيل آيه 136 نساء
9. تفسير كنزالدقائق ذيل آيه 193 آل عمران